نگاهی به کارخانه برنز و تولید قطعات تزئینی خودرو

اسرار نوین مدیریت یک کارخانه صنعتی

 

آن چیزی که هر کارخانه ای را از کارخانه کناری اش جدا و متمایز می کند؛ نظم ،اصول و سیستم مدیریتی آن هست که مغز یک کارخانه را تشکیل می دهد و باعث می شود که زیر سقف یک سوله کارخانه با زیر سقف سوله کارخانه کناری دو دنیای کاملا متفاوت حاکم باشد

ولی خلیلی/ آینده نگر

جدای اینکه در هر کارخانه ای چه محصولی تولید می شود و کارخانه برای تولید چه کالا یا کالاهایی راه افتاده و به خاطر تولید آن محصولات چه نامی به خود گرفته آن چیزی که هر کارخانه ای را از کارخانه کناری اش جدا و متمایز می کند؛ نظم ،اصول و سیستم مدیریتی آن هست که مغز یک کارخانه را تشکیل می دهد و باعث می شود که زیر سقف یک سوله کارخانه با زیر سقف سوله کارخانه کناری دو دنیای کاملا متفاوت حاکم باشد؛ مثلا شما در نظر داشته باشید که همه کارخانه های میتسوبیشی، هیوندایی، بنز، فورد، بی ام و و فولکس محصول نهاییشان انواع خودرو است ولی تفاوت تولیدات این شرکت ها از مغز متفکر و اصول و سیستم مدیریتی آن ها ناشی می شود، چیزی که خیلی وقت ها اسرار مگوی یک کارخانه محسوب می شود و رمز و راز اصلی موفقیت آن است… .

نخستین چیزی که پس از ورود به کارخانه برنز چشمان هر بیننده و احتمالا هر روزه کارگران و کارمندان این شرکت را به سوی خود جلب می کند؛ دو بیلبرد و تابلو بزرگ است که در دوسوی ورودی اصلی حیاط کارخانه نصب شده و روی آن ها نوشته شده: « پرسنل نمونه » و « پیشنهادات ویژه چهارمانه دوم 1395»؛ تابلوهایی که شاید دیدن آن ها در یک کارخانه صنعتی در ایران تعجب برانگیز باشد. روی تابلو نخست عکس کارگران و کارمندان نمونه در کنار اسامیشان جا خوش کرده است و روی تابلو دوم هم به دیگران اعلام شده است که در ماه های گذشته چه کسانی برای مدیران ارشد مجموعه پیشنهادهایی داشته اند و اجرای این ایده ها چه نتایجی را به همراه داشته و البته این افراد چه مزایایی دریافت کرده اند. مثلا در یکی از موارد ثبت شده روی تابلو در کنار عکس، نام کارگر و بخش کاری او نوشته شده:« پیشنهاد: کاهش ابعاد نایلون حبابدار به میزان 10 سانت، میزان صرفه جویی 725 میلیون ریال، مبلغ پاداش: یک میلیون و 500 هزار ریال.»

اینجا کارخانه صنعتی برنز است که کمی آن سو تر از کارخانه های بزرگ خودروسازی کشور همچون ایران خودرو، سایپا و در انتهای بلور گروه صنعتی کرمان خودرو قرار گرفته و انواع قطعات داخلی و تزیینی خودرو همچون داشبرد، رودری، طاقچه عقب و عایق های حرارتی و صوتی را تولید می کند. شرکت صنعتی برنز یکی از بزرگترین واحدهای تولیدی زیرمجموعه گروه صنعتی آذین خودرو است که در سال 1379 و در زمینی به مساحت 60 هزار متر مربع راه اندازی شده است و حالا بعد از گذشت 16 سال به یکی از شرکت های برتر کشور در تولید انواع قطعات تزیینی خودرو تبدیل شده است که برای انواع خودروهای سواری تولید داخلی از جمله سمند، خانواده پژو، پراید، آردی، 405 و… قطعاتی را تولید می کند. شرکتی که براساس تکنولوژی روز دنیا و با استفاده از اصول مدیریت نوین اداره می شود و این چیزی است که آن را از دیگر کارخانه های کشور متمایز می کند. اصولی که از یک شرکت فرانسوی که برای شرکت های خودروسازی همچون پژو و رنو قطعه تولید می کند، گرفته شده است و با قدم زدن داخل کارخانه و نگاه به خطوط تولید و سالن ها به خوبی می توان متوجه اجرا و نتایج آن شد.

مدرسه برنز و مهارت

بعد از گذشتن از کنار دو بیلبرد ورودی که نقش تشویق کارگران و کارکنان را دارد و البته ایجاد انگیزه برای رشد دیگران، حالا نوبت به حضور در مدرسه برنز است تا با این مجموعه و بایدها و نبایدهای آن بهتر آشنا شوید؛ مدرسه ای که از یک اتاق فلزی، تعدادی صندلی و یک مانیتور تشکیل شده است و دیوارهای آن پر از برگه های چسیبیده ای است که هشدارها و قوانین را به کارگران تازه وارد آموزش می دهد و به کارگران و پرسنل قدیمی گوشزد می کند. رفتن به مدرسه برای تمام افراد تازه واردی که می خواهند کار را در این مجموعه صنعتی شروع کنند واجب است؛ معلم مدرسه تعریف می کند که کارگرانی که قصد حضور در این مجموعه را دارند بسته به اینکه در کدام بخش قرار است مشغول شوند از 6 تا 10 روز آموزش می بینید که 3 روز آن تئوری است و در آن افراد با اصول و قوانین کاری مجموعه، ایمنی، شرایط کار، سیستم های کیفیت، مزایا، مراحل کار و… آشنا می شوند و پس از آن کاورهای مخصوص آبی رنگی را می پوشند که به آن ها اجازه می دهد به عنوان کارگر تحت آموزش وارد خط و سالن ها شوند و تحت نظارت کامل سرپرستان بخش ها کار را کلید بزنند و پس از مدتی باتوجه به عملکردشان کاورهای آبی رنگ را از تن خارج می کنند.

معلم مدرسه برنز می گوید سال ها تجربه کاری به آن ها نشان داده است که هرچقدر مهارت و آموزش کارگران بیشتر باشد و آموزش ها برایشان تکرار شود به همان میزان شاهد رشد راندمان کار و پایین آمدن ریسک خطر خواهیم بود؛ نکاتی که یکی از سرپرستان خط تزریق هم آن را تایید می کند و می گوید:« رکورد ایمنی ما در این خط 1200 روز بدون حادثه است و این تنها به دلیل تکرار دائمی آموزش های ایمنی و نظارت بر عملکرد و رعایت اصول کار حاصل شده است؛ شما توجه داشته باشد که در گوشه، گوشه کارخانه علامت های هشدار و ایمنی نصب شده است، نکات ایمنی در جلسات کوتاهی که هر روز با کارگران داریم مرور می شود و علاوه براین ها از سیستم های «پوکایوکه در مجموعه استفاده شده است که کارگران حتی اگر خطا هم کنند کمتر حادثه ای رخ خواهد داد. این سیستم به معنی خطا ناپذیرسازی است که برگرفته از یک روش ایمنی و مدیریت ژاپنی است یعنی شما سیستم ها را طوری طراحی می کنید که اگر کارگران به دلیل بی دقتی و… خطا کردند بازهم حادثه ای رخ ندهد مثلا اگر کسی پشت دستگاه پرس جضور داشته باشد و کارگری که با آن کار می کند متوجه نشود و دکمه شروع کار را بزند خود دستگاه به دلیل داشتن حس گر عمل نکند و هشدار دهد.»

در برنز علاوه بر کارگران تازه کار هر از چندی کارگران و کارکنان قدیمی نیز برای تکرار و مرور آموزش ها باید به مدرسه بروند و البته کارگرانی هم که عملکردشان ضعیف باشد برای تجدید آموزش به مدرسه و کلاس های اجباری فرستاده می شوند. در واقع در مجموعه صنعتی برنز عملکرد همه به صورت شفاف و نظام مند و براساس جداولی خاص رصد می شود و نسبت به آن ها افراد کارانه دریافت می کنند، تشویق یا تذکر می گیرند و… جداولی که شاید به توان گفت مهم ترین و ویژه ترین بخش مدیریت و اصول مدیریت این مجموعه را برای کنترل کیفیت کار و تولیدات تشکیل می دهند و با حضور در سالن های کارخانه و خطوط به خوبی متوجه آن ها خواهید شد.

عملکرد همه در اتاق های شیشه ای

پس از خارج شدن از مدرسه حالا همه چیز برای حضور در خط و سالن های اصلی مجموعه که از بخش های مختلف تشکیل شده است و در هر گوشه آن محصولی خاص تولید می شود، آماده است؛ این مجموعه بیش از 400 نفر کارگر، کارمند و کارشناس دارد که معمولا در دو شیفت در مجموعه مشغول به کارند ؛ شیفت اول کارخانه از ساعت 7 شروع می شود و تا ساعت 4:30 ادامه دارد و شیف بعدی پس از آن آغاز و تا نزدیکی نیمه شب طول می کشد. اما در این بین نکته جالب آماده شدن کارگران برای شروع کار است؛ آن ها هر روز در شروع کار باید طبق یک برنامه و دستور العمل قدم بردارند که به 5S مشهور است. سرپرست یکی از خطوط تولید رو دری ماشین درباره این برنامه می گوید:« این فرمول شامل ساماندهی محیط کار و اطراف آن، نظم و مرتب کردن فضا، نظافت، استانداردسازی و رعایت الزامات مانند ایمنی و ایجاد انضباط و مرور آموزش هاست که خیلی سریع در 5 تا 10 دقیقه انجام می شود.» همچنین پس از انجام این کارها در شروع هر شیفت جلسه 5 تا 10 دقیقه ای بین کارگران حاضر در هر خط با سرپرستان برگزار می شود که علاوه بر مرور کار روزانه مشکلات احتمالی هم نسبت به دفتر یادداشت های سرپرست شیفت قبل بررسی می شود و پس از آن کار روزانه کلید می خورد.

اولین چیزی که با ورود به سالن های بزرگ به چشم می خورد نظم و چارچوب بندی هایی است که کارگردان طبق آن ها و به صورتی کاملا خط کشیده شده، مشغول کارند؛ این جا همه چیز مانند فیلم «عصر جدید» طبق قائده پیش می رود و کارگران در ردیف های مشخص و در کنار و پشت دستگاه ها تولید را انجام می دهند و به سرانجام برای بسته بندی می رسانند؛ البته در طول این مسیر هم عملکردشان از سوی سرپرست خط و کارشناسان تولید و کنترل کیفیت دائم رصد می شود. این جا با استفاده از روش و اصول مدیریت یک شرکت فرانسوی که پیاده سازی شده در اصل همه چیز به خصوص مراحل کار و عملکرد کارگران و سرپرستان در اتاق شیشه ای قرار گرفته است. در ابتدای هر خط فضای کوچک و یا تابلویی قرار گرفته که روی آن برگه هایی زده شده است که هر کدام متعلق به یکی از کارگران روی خط است و شرایط  کاری او را نشان می دهد: اینکه چقدر کار کرده و تولید داشته؟ تذکر و اخطار گرفته یا نه؟ مرخصی رفته؟ و… در واقع از روی این جدول ها می توان عملکرد هر کارگر را بررسی کرد؛ عملکردی که می تواند در گرفتن پاداش و کارانه، ارتقاء شغلی، کاهش مزایا و… نقش داشته باشد و معیاری برای سنجش کار افراد و انتخاب آن ها به عنوان کارگر نمونه باشد.

علاوه براین برگه ها، جلوی هر واحد و دستگاه هم در این کارخانه جدول هایی نصب شده است که از نظر کیفی و کمی کار را رصد می کند و امکان نظارت بر تولید را به مسئولان و واحد تولید و… می دهد.جدول هایی که بالای آن ها نوشته شده:« تابلو برد ساعتی فرآیند» و در آن هر شیف کاری به چندین بازه زمانی یک ساعته تقسیم شده است:« 45 تا 8:45، 8:45 تا 9:45، 9:45 تا 10:45 و…تا پایان شیف» همچنین روی این جدول یک ردیف مخصوص هدفگذاری تولید مشخص شده و یک ردیف هم به میزان تولید در آن ساعت اختصاص پیدا کرده است که باید از سوی کارگران و یا سرپرست بعد از اتمام آن زمان پر شود؛ مثلا براساس بررسی و محاسبه واحد تولید و مهندسی باید در هر ساعت دستگاه پرس طاقچه و کارگران این بخش  24 طاقچه تولید کند، عددی که در هفدگذاری روی جدول و جلوی آن نوشته شده و حالا بعد از ساعت کار باید از سوی کارگران سرپرست پر شود. از طرف دیگر اگر این میزان تولید به هر دلیلی اتفاق نیفتد باید روی تابلوی برد ساعتی و در بخش علت نوشته شود تا واحدهای تولید و کنترل کیفیت به دنبال ریشه یابی و جلوگیری از آن بروند؛ آیا مواد اولیه کم بوده است؟ آیا دستگاه مشکل داشته است؟ و…. جدولی که براساس آن مسئولان کارخانه می توانند هم نقاط ضعف خود را ریش یابی کنند و جلوی تکرار آن را بگیرند. یکی از مدیران بخش تولید می گوید:« وقتی به هر علتی میزان تولید و یا کیفیت با آن چه هدفگذاری شده فاصله داشته باشد مدیران کنترل کیفیت و تولید به دنبال حل آن می روند و خیلی زود جلوی ادامه اشتباه را می گیرند و این گونه نیست که ساعت ها همان اشتباه تکرار و تکرار و تکرار شود»

در کنار این برگه ها، جلوی کارگران یک جدول دیگری هم وجود دارد که دارای 6 خانه است و در سه ردیف زیر هم قرار گرفته است، ردیف اول با دو خانه سفید رنگ، ردیف دوم زنگ زرد و ردیف سوم هم با دو خانه قرمز؛ اما این جدول چیست و چه کار بردی دارد؟ این جدول در واقع حکم ثبت تذکر، هشدار و خط قرمز را دارد؛ وقتی قطعه ای در خط ار سوی کارگر و یا کارگرانی تولید می شود در مرحله بعد به فرد و یا افرادی سپرده می شود تا مراحل کار را روی آن پیش ببرند و کار را ادامه دهند تا زمانی که بارکد صادر و قطعه بسته بندی شود، اما در کنار پیش برد کار، کارگران باید بر تولیدات نفرات قبلی هم نظارت کنند، یعنی اگر ضعفی وجود دارد و یا مشکلی به او تذکر دهند و در صورت تکرار آن را با سرپرست درمیان بگذارند و اگر هم باز تکرار شد، از طریق سرپرست، خط را متوقف کنند تا بررسی های لازم انجام و مشخص شود که اپراتور و کارگر مقصر است یا دستگاه دچار مشکل شده است؟ اگر فرد خطا کرده باشد برای آموزش به مدرسه برنز فرستاده می شود و حتی ممکن است باعت شود که کارانه کمی دریافت کند و از راه های تنبیهی برای اخطار به او استفاده شود.

مدیر یکی از خطوط تزریق در پاسخ به اینکه چقدر این روش مدیریت اجرا می شود و آیا وقتی کارگران با هم رفیق هستند و یا سرپرست با آن ارتباط دارد به کارگران هشدا می دهد و یا تلاش می کند رفاقتی ماجرا را حل کند؟ او می گوید:« این سیستم فرانسوی است و توجه داشته باشید که در آن جا کسی با کسی شوخی ندارد و کار، کار است و دیسیپلین خودش را دارد اما در این جا و در کارخانه برنز هم این موضوع دقیق انجام می شود اگرچه که ممکن است چندبار رفاقتی و زیر سبیلی کارگران با هم برخورد کنند ولی در صورت تکرار چاره ای جز اعلام آن و هشدار به کارگر و اعلام به سرپرست ندارند و سرپرست هم چاره ندارد جز تذکر به کارگر زیرا کار خود او هم زیر سوال می رود و موقعیتش به خطر می افتد، بنابراین رفاقت ها کنار می رود و تعارف ها کنار گذاشته می شود، اینجا همه یادگرفته اند که رعایت اصول مدیریتی کارخانه واجب است.»

خطوط تولید از طاقچه عقب تا رودری

اما همه این اصول و سیستم مدیریت فرانسوی در شرکت برنز به کارگرفته می شود تا بهترین راندمان شکل بگیرد و محصولاتی با کیفیت روی خطوط و سالن ها تولید شود و از اینجا راهی کارخانه های خودروسازی شود. دراین مجموعه به صوت کلی دو روش تولید وجود دارد که به گفته یکی از مسئولان کارخانه بیش از 70 تا 80 نوع کالا با استفاده از آن ها روی خطوط تولید می شود،  روش تزریق که مثلا برای تولید داشبرد و برخی از مدل رودری ها به کار گرفته می شود و روش ترموفورمینگ ( با استفاده از حرارت و پرس) که برای تولید انواع طاقچه عقب های خودروها، چندین مدل رودری و… به کار می رود. برای دیدن خطوط ترموفورمینگ باید ابتدا به سالن تولید ورق وودستاک وارد شوید، ورقی که ماده اولیه تولید طاقچه، مدل هایی از رودی و.. است. در سالن بزرگ تولید ورق وودستاک دو خط مستقل رو به رو هم قرار داد؛ در ابتدای خط ترکیبی از پودر چوب، پلیمر و… با هم مخلطو و خمیر می شوند و در دستگاه غلتان پخته و شکل ورق را می گیرند و پس از آن در مرحله نهایی در ابعد مختلف بریده می شوند تا برای تولید انواع کالا وارد خط شوند؛ یکی از این نوع کالاها انواع طاقچه ماشین های سواری مانند پژو و پراید است که در این کارخانه هم سهم بالایی از تولید را به خود اختصاص داده اند به طوری که یکی از دستگاه های پرس بزرگ مجموعه فقط طاقچه پراید تولید می کند.

دو کارگر پشت یک دستگاه حرارتی ایستاده اند، آن ها با هم دو سوی یک ورق وودستاک را می گیرند و روی این دستگاه قرار می دهند تا داغ شود، دستگاه تقریبا شبیه فر عمل می کند و ورق را در چند ثانیه نرم، نرم می کند تا برای قالب زدن و پرس آماده شود؛ کارگران ورق را از روی این دستگاه حرارتی بر می دارند و روی قالب پرس می کشند و پس از آن رویش را هم با موکت های مخصوص می پوشانند و دکمه پرس را فشار می دهند تا در کسری از ثانبه قالب روی پرس بالا و پایین شود و ورق نرم شکل طاقچه عقب خودرو را به خود بگیرد؛ البته بعد از این مرحله فرم دهی حالا نوبت به مرحله مونتاژ است زیرا باید به طاقچه تولید شده، بست و پرچ هایی اضافه شود و تکه های اضافی هم جدا شود و یا با استفاده از حرارت از بین بروند. در کنار این خط تولید طاقچه در سوی دیگر سالن خط تولید رودری با استفاده از ورق وودستاک هم وجود دارد که تقریبا کار درست کردن آن همانند طاقچه است با این تفاوت که در زمان مونتاژ باید وسایل بیشتری مانند کلیدهای بالابرهای شیشه و… روی آن نصب شود. این محصولات در مرحله آخر داخل نایلون های حبابدار بسته بندی می شوند تا برای ارسال به کارخانه تولید خودرو مراحل نهایی و ثبت را طی کنند.

در کنار بخش  ترموفورمینگ، کارخانه برنز دارای یک بخش تزریق هم هست که آن هم محصولاتی خاص تولید می کند که مهم ترین آن تولید داشبرد است. درآهنی پشت سالن اصلی کارخانه را که به پهلو فشار می دهید وارد سوله و سالن بزرگی می شوید که بالای آن نوشته شده، سالن تزریق؛ اینجا در اصل ماده اولیه و فرم اولیه شکل داشبرد و یا دیگر محصولاتی که تزریق هستند با استفاده از مواد پلیمری و… ساخته می شود. روی خط، دستگاه های بزرگ تزریق نصب شده اند که با هر حرکت در چند ثانیه و با استفاده از قالب هایی مخصوص دنه لخت یک داشبرد را تولید می کنند تا برای مونتاژ و اضافه شدن چیزهای دیگر آماده شود؛ پس از این مرحله بدنه ها از این سالن به سوله دیگری منتقل می شوند تا کار مونتاژ شروع شود. در مرحله اول سالن مونتاژ قطعات بزرگ به داشبردها اضافه می شود و پس از آن نوبت به آن می رسد که داشبردهای نیمه تکمیل روی خط و صفحه محرکی قرار بگیرد تا در 13 مرحله به آن رادیو ضبط، ایربگ و… اضافه و داشبرد نهایی بسته بندی و برای ارسال به کارخانه آماده شود. عقبربه های ساعت از 10 صبح گذشته و حالا وقت استراحت نیم روزی کارگران رسیده است، سکوت بر سالن های تولید که تا ثانیه هایی قبل مملو از صدای پرس ها، چرخش پیچ گوشتی های صنعتی، حرکت دائم لیفتراک ها و.. بود، حکم شده است؛ سرپرست یکی از خطوط مشغول پر کردن جدول تولید است که جلوی یک از پرس ها نصب شده است و آن سوی دستگاه کارگر جوان روی اضافه های تولید دراز کشیده و بدنش را کش می دهد تا خود را برای ادامه کار آماده کند….


گلایه های یک قالب ساز

پایه تولید همه لوازم داخل کارخانه برنز قالب های فلزی است که روی دستگاهی تزریق و پرس ها بسته می شوند و انواع محصولات را تولید می کنند، قالب هایی که یکی از کارشناسان و مسئولان واحد قالب و تعمییرات آن می گوید اکثر آن ها از کره، چین، ترکیه و… وارد می شوند و عملا ساختی در این حوزه در کشور صورت نمی گیرد، اتفاقی که به گفته او باعث شده در سال های گذشته صنعت قالب سازی کشور به خصوص در حوزه هایی مانند خودروسازی و قطعه سازی رشد چندانی نداشته باشد و به گفته او درجا بزند. او می گوید:« چرا باید همچنان کارشناسان ایرانی قالبساز شاگردی خارجی ها را بکنند و وابستگی داشته باشیم درصورتی که با یک برنامه ریزی می توان به خوبی صنعت قالبسازی را در کشور سرپا کنیم ، در دهه های قبل ما قالبسازهای خیلی خوبی در کشور داشتیم ولی به مرور زمان و به دلیل وارد کردن قالب ها و نبود کار این ها از بین رفتند؛ حالا وقت آن رسیده که دوباره قالبسازی را احیا کنیم. یک روز در یک دوره آموزشی یک استاد قالب ساز کره ای وقتی بحث پیشرفت کره و مقایسه آن با ایران شد روی کاغذ تعدادی فلش به هم چسبیده کوچک کشید که در یک جهت در حال حرکت بودند و گفت این کره است افراد متوسط در کنار هم یک حرکت را شکل می دهند و بعد فلش های بزرگ ولی در جهت های مختلف و جدا از هم را کشید و گفت این شما هستید، افراد توانمندی دارید ولی هر کدام برای خود حرکت می کنید اگر می خواهید پیشرفت کنید باید جهت های این فلش ها را یکسان کنید و به هم پیوسته باشید.»

 

 

منبع : اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران